متین کِی انقدر بزرگ شد؟

متن مرتبط با «let's call it off peter bjorn and john lyrics» در سایت متین کِی انقدر بزرگ شد؟ نوشته شده است

Spend your lives in sin and misery, in the House of the Rising Sun

  • نیلوبلاگ

    داشتم بهش میگفتم که وقتی من کسی رو قبول دارم، دیگه موضوع فقط قبول داشتنش نیست. حرفاش سند میشن برام، همهی چیزی که بودهم و هستم در کنار چیزی که اونه، بیارزش و غلط به چشمم میآن. ناخودآگاه از طرز فکر و تکیهکلاماش و حرکات دستش تقلید میکنم؛ اگه به چیزی که من به شدت و بیشک بهش معتقد بودهم بیاعتقاد باشه، منم به شک میافتم. اگه چیزی رو که من عمیقن دوست داشتهم دوست نداشتهباشه، منم کمکم علاقهمو از دست میدم. اینکه چه اتفاقی میافته که من آدمی که از خیلی جهات باهام موافق نیست رو مورد قبول میدونم دقیقن مشخص نیست؛ اما اصولن این حجم از قبول داشتن به دنبال حجم کمسابقهای از دوستداشتن میآد. یه سری نقاط توی زندگی هستن که من وقتی بهشون میرسم شروع میکنم به فک کردن به اینکه کدومیک از آدمایی که من قبولشون دارم، قبل...

    ادامه مطلب
  • And it feels like all the torture you survived on heaven and earth, was contrived of failure

  • نیلوبلاگ

    خب اگه بخام عشقو از دیدگاه خودم برات توصیف کنم، اینجوریه که وقتی اطرافشی، یا داری میخندی یا حداقل لبخند میزنی، و حتا گاهی خودتو بی تفاوت بهش نشون میدی، وقتی اطرافش نیستی تو خیابون دنبالش میگردی، تو خابات، تو گوشیت، به خودت میای که داری تکیه کلاماشو با خودت تکرار میکنی، همه آهنگا یادت میندازنش، و همهی مردمی که ذرهای حس خوب داری بهشون، وقتایی که خودتو بی دفاع و تنها میبینی فک کردن بهش حالتو خوب میکنه، دلت جوری براش تنگ میشه که یه روز ندیدنش برات حقیقتن مث یه سال ندیدن آدمای دیگه میگذره، و به خاطر نداشتنش گریه میکنی، به خاطر لحظاتی که به اندازه کافی خوب نبودی از خودت متنفر میشی، بیخیالش میشی، باز میبینیش و میخندی و خودتو بی تفاوت نشون میدی و این چرخه تکرار میشه. نقطه قطعشم ندیدنشه. هرچند ندیدن...

    ادامه مطلب
  • once and for all

  • نیلوبلاگ

    اگه سابقاً دنبال میکردیدم، باقیم اینجا ست....

    ادامه مطلب
  • And it's not a cry that you hear at night, it's not somebody who's seen the light, it's a cold and it's a broken hallelujah

  • نیلوبلاگ

    جوری نیست که بشه راجع بهش نوشت. بارها گفته و توافق شده که هیچکس نمیتونست-و نمیتونه- سکسیتر از کوئنِ عزیز توی Take this waltz بگه I want you, I want you, I want you. بارها گفته شده هیچوقت شعری به قشنگی Hallelujah نوشته نمیشه. اقلن دو بار گفته بودم که اگه کوئن بمیره من دو سال از زندگی انصراف میدم. خب، شاید اینو دیگه غلو کردهبودم اما امروز وقتی جلوی پلاکِ هفت وایستاده بودم و توی سکون و سکوت صبح جمعه غرق شده بودم و لرزش ربهکا رو احساس کردم و برداشتمش و دیدم که مُژ اساماس داده که:"کوئن مرد حنا"، زیر آفتابی که به با پاییز مغایرت داشت، یه چیزی توی دلم لرزید؛ بیشتر از اون چیزی که از خورشید برمیاومد گرمم شد و گر گرفتم و دیگه حرفای خانومی که داشت راجع به روابط پیچیده خانوادگیشون توضیح میدادو درست نشن...

    ادامه مطلب
  • And the Moon is something more than supercalifragilisticexpialidocious tonight

  • نیلوبلاگ

    - و تو تنها یا حداقل اولین آدمی هستی که وقتی دلگرفتهگی بهم فشار میآره دلم میخاد باهاش حرف بزنم - شاید خودت فهمیده باشی منم خیلی شدید دلم گرفتهس این وقتا! واسه تو فایدهای داره؟ - بلی بلی! کاملن احساس امنیت میکنم. اگه واسه تو تاثیری نداره به همین فک کن که چه آرامشی واسه من میسازی، همینم خوبه دیگه! - دیوونه به نظرت اگه چیزی تاثیر نداشته باشه آدم تکرارش میکنه؟! - تو خوبی، تو ماهی، فدات بشم الاهی - تو ماهتری،تو ماهی.. ماه، ماه نقرهای کامل! ...

    ادامه مطلب
  • A little ways down the road

  • نیلوبلاگ

    نمیتونم تصمیم بگیرم که این غربت و دوری از خونهست، یا تنها موندنه، یا سرما، یا اضطراب یا تاثیر آهنگا یا تاثیر پاییز یا چی.. فقط احساس بدی دارم. احساسخیلیبدی دارم. پینوشت 1: شاید این فقط در حال حاضرنداشتنِکسی که بهش بگم چه احساسی دارمـه. پینوشت 2: یا شاید فقط احساس خیییلی خوبی دارم، و یادم رفته احساس خیییلی خوبی داشتن چهجوریه؛ چون خیلی وقته که احساس خیییلی خوبی نداشتم. مثل وقتی که یه چیز خیلی یخ میخوره به پوست آدم و آدم تو لحظهی اول احساس میکنه یه چیز خیلی داغ خورده به پوستش! مضحکه. این پاییز -تکرار میکنم- یه پلی لیستِ fuckin' awesome دارم -جوری که تو تمامِ مدت گوش دادنش یه بارم حتا یه ذره، متمایل نمیشی که بزنی آهنگ بعدی-؛ و تازگی دوتا از آدمای دوستداشتنی زندگیمو بعد مدتها که ...

    ادامه مطلب
  • When it's just too heavy to hold, think now is the time to let it slide

  • نیلوبلاگ

    عکس آقای بِیرو گذاشتهم بکگراند که از تو آیینه نگام کنه هر بار، انگار داره میگهI used to recognize myself,it's fuy how reflections changeو وقتی بیشتر خیره میشم بهش میگه *Come on, let it go،ولی، ولی معلوم تر از این وجود نداره کهI’m never letting it go. ورساچه و ایفوریا رو باهم قاطی کردهم و سارا میگه "یه بوی آشنا میدی که اسمشو نمیدونم". میخزم زیر پتوش و توی لحظات گنگ و عجیب قبل از خاب/بین خاب و بیداری، بارقه های نور خورشیدو میبینم از پنجرههای پرده کنار زدهش. اشک میآد از گوشه چشم راستم و خاب خانم ظاهری رو میبینم، معلم علوم کلاس اول راهنمایی. پیر ولی زیباتر شده و توی یه جاده عربض منتهی به بیایون، ازم میخاد وقتی همه اومدن خبرش کنم. میگم باشه و میرم انار نذری پخش کنم خونه همسایهها. امیرحسین کتاب آی...

    ادامه مطلب
  • "Let's call it "pre-legen, wait for it, dary

  • نیلوبلاگ

    تعطیلات عظیمی پیشِروم نیست. در واقع اگر این دیوارِ رویهرو که روش پنجره و پرده و سی و سه تا عکس داره رو "پیشِرو" در نظر بگیریم و بعد، از اتاق به مقصد تراس خارج شیم و بریم جلو تا برسیم به دیواری که از دیوارای معمولی کوتاهتره و منتهاالیه تراسه و اگه از روش بپریم پایین سه چاهار متر پایینتر توی حیاط فرود میایم(احتمالن نه صحیح و سالم)، تعطیلات من همون دیوارهس که از دیوارای معمولی کوتاهتره. به اندازهی نصف عرض اتاق به علاوه عرض تراس باهاش فاصله دارم. تعطیلاتمپیشِ رومنیست؛ عظیمم نیست. اندازه همون سه چاهار متری که از کف تراس تا کف حیاطه. فقط کاش قط...

    ادامه مطلب
  • Each of us only gets one, and I got mine already

  • نیلوبلاگ

    - I was in love with somebody, a long time ago, and he… died. It’s silly, but it’s like the first lottery ticket I ever bought was kaboom! jackpot! and I’m pretty sure I’m never goa win again, not like that anyway. So I don't generally buy lottery tickets anymore. ...

    ادامه مطلب
  • Follow me under and pull me apart

  • نیلوبلاگ

    یکی باشه که ادامه آهنگی که تو ذهنته رو بخونه، باهاش Give me a sign1 و Without you2و Cemeteries of London3و بلند بلند داد بزنی بخونی، یکیدیگه م باشه حرفای نگفته تو سکوتتم بفهمه، این دوتا نصیحتم نکنن. اینجاهاشونو: 1. For ever and ever the scars will remain 2. Sing something new, I've nothing left, I can't face the dark without you 3. God is in the houses and God is in my head and all the cemeteries of London.. I see God come in my garden but I don't know what he said, for my heart it wasn't open ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    and it's not so bad | and it's not even my birthday lyrics | and it's not even my birthday | and the moon and the stars and the world | and the moon be still as bright | and the moon | a little ways down the road | a little ways down the road song | a little ways down the road how i met your mother song | when it's just right